...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

هوش مغشوش

دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۸۷، ۱۰:۵۵ ب.ظ

آیا ما از جهان پیرامون به ادراک رسیده ایم یا می رسیم ؟ این حرف ما نیست ، حرف فلاسفه است .

البته فلاسفه هم خود در پاسخ به این سوال در مانده اند حداقل حداکثرشان. اگر هم رسیده اند اطمینانی نیست.

از گذشته بجز قصه ای، از حال بجز لحظه ای و از آینده بجز هاله ای نیست، گذشته و آینده چون حقیقت عینی ندارند در حال چیزی بر آنها مترتب نیست و حال هم که خود در یک لحظه می گذرد و به گذشته می پیوندد.

جذابیت آنجا بیشتر می شود که این مزاج ثلاثه بر نهج امتزاج می نشینند و آنگاه عنصری به نام زمان را شاکل می شوند و زمان هرچند خود واقعیتی اعتباری است اما واقعیت جز از بستر آن و تبعاتش بر مدار  حقیقت یا وهم مدور نمی گردد و این خود جای سوال است.

در پاسخ به سوال ابتدا که خود ام المسایل معرفت یا اساسا هر نوع شناختی است به چند طریق می توان گفت :

-  آری به ادراک کامل از جهان پیرامون خود می توان رسید بشروطها و راههای صحیح تفکر من شروطها.

-  خیر ما به هیچ ادراکی نخواهیم رسید چرا که عالم و ما فیهه توهمی ساختگی بیش نیست.

-  دست هایی در این میان در کار است که درک مطلق را از ما سلب می کند. 

مردان خدا پرده ی پندار دریدند

یعنی که به جز روی خدا هیچ ندیدند

*

مردا خدا گرچه هزارند یکی اند

مستان هوا جمله دو گانه ست و سه گانه ست

۸۷/۰۳/۲۷
مصطفی عمانیان