...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

معرفی

دوشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۸۷، ۰۲:۲۴ ب.ظ

1. دوستی گفت خودت را معرفی کن... برای چه کسی؟ مهم است. به کدام اعتبار؟ مهمتر است. چقدر وقت دارم؟ این هم مهم است. در چه حالی هستم؟ از همه مهم تر است. حال خیلی مهم است.
2. به هایدگر گفتند ارسطو را معرفی کن. گفت: ارسطو به دنیا آمد، زندگی کرد و مرد. و من هم دوست دارم به همین رویه خودم را معرفی کنم. با اندکی تفاوت. من به دنیا آمدم – در ایرانِ بعد از انقلاب . زندگی می کنم – در جمهوری اسلامی - و خواهم مرد - ... - .
3. معرفی واژه ای است از مصدر عَرَفَ. یعنی شناختن. پس اگر کسی پرسید خودت را معرفی کن. هیچ وقت این کار را انجام نده. مگر اینکه عارف شده باشی!
4. معرفی به ویژگی های متفاوتی قابل طرح است. به اخلاقیات. علایق. زندگی. توانمندی ها.

۸۷/۰۹/۱۱
مصطفی عمانیان