...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

تکرار مکررات ، بس کن!

چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۳۸۷، ۱۰:۱۴ ق.ظ

نامه ای به یکی از دوستان زمان جنگ

حرفهای بی عملت مرا هم خسته کرده است ، چطور خودت خسته نشده ای و نمی شوی.

نزدیک سی سال است که مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می گویی ، انگار توی گوشت به جای اذان و اقامه مرگ بر آمریکا سرداده اند . ولی حالا می بینی که چه بلایی که بر سر مردم غزه نمی آورند؟ رئیس مجلستان هم رفته چهار نفر را دور خودش جمع کرده که مثلاً حمایت دیپلماتیک کند.

صادقانه بگو ؛ آخر این بازی چه می شود؟  

هفت روز رفتی بست توی فرودگاه نشستی و کلی پرواز رو هم تعطیل کردی ، حالا بمب فسفری هم به مخلفات میهمانی صهیونیستها اضافه شد.

دوست عزیز ، دوران پست مدرن هم گذشت ، تو به چه چیزی دل خوش کرده ای ، به نسبیت انیشتین یا عدم قطعیت هایزنبرگ یا اراده ی معطوف به قدرت نیچه؟ الان دوران هیچی نیست ، بهتره اسمی روش نگذاریم که ایام را خراب می کنیم .

دوست من ؛ در دورانی که کمیّت سیطره یافته است ، سخن گفتن از کیفیت و آن هم کیفیتی که هیچ ساختاری در خود ندارد و هیچ نظمی نمی پذیرد ، آیا بیهوده نیست ؟

دوست عزیز ؛" باردیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیاندیشیم . مادیون معیار شناخت در جهان‏بینى خویش را «حس» دانسته و چیزى را که محسوس نباشد از قلمرو علم بیرون مى‏دانند؛ و هستى را همتاى ماده دانسته و چیزى را که ماده ندارد موجود نمى‏دانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالى و وحى و نبوت و قیامت، را یکسره افسانه مى‏دانند. در حالى که معیار شناخت در جهان‏بینى الهى اعم از «حس و عقل» مى‏باشد، و چیزى که معقول باشد داخل در قلمرو علم مى‏باشد گر چه محسوس نباشد. لذا هستى اعم از غیب و شهادت است، و چیزى که ماده ندارد، مى‏تواند موجود باشد. و همان طور که موجود مادى به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسى نیز به شناخت عقلى متکى است."

دوست عزیز ؛ شاید تو تفکر ایده آلیستهای آلمانی ، مخصوصاً کانت و هگل را بنا به خلط الفاظ ، مادی نمی دانی ، ولی آنجا که روح در ربط بین تعلقات مادی تعین پیدا می کند همانا که چیزی فراتر از ماده را نمی بیند. فلسفه ی سیاسی هابز و ماکیاولی دیگر چاره ی جهان ما را نمی کنند و بار دیگر تو را دعوت می کنم که اخبار جنگ 33 روزه و نبرد غزه را پیگیری کنی . و صادقانه بگویی عاقبت ما را چه خواهد شد ؟ البته که تو پیش گو نیستی . می دانم.

دوست عزیز ؛ بوش هم رفت و اوباما آمد , خوش آمد ؛ حالا تو دوباره روز ۲۲ بهمن برو بگو مرگ بر آمریکا. آمریکا هم دارد تغییر می کند، حداقل شعارش را داده است ، تو که نمی خواهی تغییر کنی، لا اقل شعارش را بده.

و من الله توفیق

۸۷/۱۱/۰۹
مصطفی عمانیان

نظرات  (۲)

salam
webe khuobi dari be webe manam sar bezan va hatman nazar bede
age mayel be tabadole link ham boodi khabaram kon
با سلام
مجموعه ی پرندوشین شما دوست گرامی را به دیالوگ در ساحتی حکمی فلسفی دعوت می کند
مدیریت وبلاگ پرندوشین