...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

سینما ، سینما نیست ( قسمت سوم )

يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۸۷، ۰۷:۰۸ ب.ظ

در دو قسمت قبل از این نوشتار به بیان مطالبی درباب ماهیت سینما ، شرایط تحقق سینمای مطلوب ( بعضی ها می گویند سینمای اسلامی ، بعضی دیگر واژه ی سینمای معناگرا را به کار می برند ، عده ای سینمای مطلوب را سینمای اشراقی می نامند و دیگر همچون ) ، ارتباط امور ابژکتیو و سوبژکتیو که به جسم و روح سینما تعبیر نمودیم با تحقق سینمای جامعه ی آرمانی و مطالبی چند از این دسته پرداختیم ، حال باید تلاش کرد که به احکامی درباره ی وصول به این مهم دست یافت .

در ابتدا می خواهم به این سوال بپردازم که مباحثی از این دست چه تاثیری در روند پیشرفت سینما دارد ؟

حقیر نیز به این امر واقفم که از اینگونه مطالب نمی توان توقع راهبرد داشت و دلیلش را هم در قسمت قبل بیان کردم . مخاطب مقالاتی اینچنین سینماگران هستند و آنها اصولاً کار خودشان را می کنند و چون  همواره با قوهّ ی خیال زیسته اند و نگرستیه اند ، در آسمان خیالات خود پر می زنند و شکارشان را از همانجا صید می کنند چه اینکه مرام هنر در تخیل نهفته است نه تعقل .

اما حداقل کاری که از ما بر می آید اینست که تکلیف خود را با سینما مشخص کنیم دیگران هم می توانند همین کنند.

آنچه که از ابتدا مرا برآن داشت تا عنوان" سینما ، سینما نیست" را برای این چند خط برگزینم ، برگرفته از اعتقاد حقیر در نگاه به پدیده هاست ؛ به این طریق که منتزع دیدن پدیده ها و تخصص گرایی محض انسان را می تواند از مقاصد اصلی خود دور کند و او را غرق در جزئیات، که نتیجه اش همانا بازماندن از کلیات است. معرفت نیز از ادراک کلیات بر می خیزد.

اگر ما بخواهیم درباره ی سینما و ترکیباتی همچون سینمای معنا گرا و سینمای اسلامی و سینمای مطلوب  نظام اسلامی بپردازیم ، نمی توانیم بستری را که در آن بحث شکل می گیرد از موضوع بحث یعنی سینما جدا کنیم ، سینمای مطلوب در بستر جامعه ی مطلوب شکل می گیرد ، جامعه ای که با فرهنگ ، دین ، قوانین و احکام  قوام یافته است ؛ لذا سینما ، سینما بما هو سینما نیست که از فیلمنامه و بازیگر و کارگردان و عوامل دیگر تشکیل شده باشد و این اجزا توسط فرآیندی تکنیکی به نام سینما ترکیب شده باشند و ما حصل آن فیلمی باشد که بر روی پرده به نمایش در می آید و مخاطب را جذب می کند یا آن را متاثر می کند و یا او را در تجربه ای شریک می کند. بلکه متشکل از تمام زندگی و مواجهات فیلمساز و عوامل است.

سینما ، سینما نیست بلکه سینما با حاشیه هایش است که سینما می شود و این اصل و حاشیه همواره بر یکدیگر تاثیر و تاثر دارند ، حال چگونه می توان سینما را منتزع از تمام پدیده های سوبژکتیو و ابژکتیو پیرامونش تحلیل کرد و توقع داشت سینما راهی به هر جهت گشاید و سازنده باشد؟ که البته سینما همواره سازنده خواهد بود ولی تا سازندگی را به کدام میزان بسنجیم ؟

در این جامعه حکومت را جامه ی اسلامی به تن کرده اند و احکام اجتماع را به اسلام ارتباط داده اند و سیاست ها را از متون دین برگرفته اند و  همواره کوشیده اند پدیده ها را در نظام علل غائی و  فاعلی معنا کنند و از اینرو درمقدمه ی قانون اساسی هدف حکومت اسلامی را رسیدن به الله بر نوشته اند و بدیهی است در این جهت خواسته اند حمایت کنند و هدایت کنند و نظارت کنند و حتی ملیّت را نیز بر وفق اسلامیت ترجمه کرده اند -  نه آن ایدئولوژی ناسیونالیستی که اصالت را با ملیّت می داند و همه چیز اعم از دین را نیز در راه ملیّت فدا می کند -  و به همین طریق آنچه که تبلور یافته ی این دیدگاه است ، هرچند دچار نقصان باشد ولی غایتش همین است که هست . اما مسایلی همچون سینما و موسیقی و عموماً هنر را در ذیل مسایل مستحدثه و با دیدی دست دوم نگریسته اند یا دسته ای دیگر از متفکران همین حکومت ، چون در معنا کردن آزادیِ معنوی دچار اشتباه شده بودند ، پروبالی دادند که سینما پر بزند و شاید مذهب و ملیّتِ مذهبی را نیز برای غیر تبلیغ کند و البته که اینان بر خلاف آنان که اصولاً نخواسته اند به سینما بپردازند  - چرا که تحمل ( وشاید جربزه) سختیِ فکر کردن و حل متناقض نما ها را نداشتند -  سینما را تنها در سینما دیدند نه اینکه سینما را همراه با پیرامونش بخواهند سامان دهند .

امام (ره) به عنوان نظریه پرداز این حکومت دینی که فرمودند ما با سینما مخالف نیستیم ، ما با فحشا مخالفیم  یقیناً به این مساله واقف بوده اند که آنجا که شریعت را ذبح کنیم ، فحشا خود از عاملان آن خواهد بود و اگر پذیرفته باشیم که سینما را پیرامونی گشاده تر باید جست که واقع تر نگریست ، باید در این حوالی سراغ احوال شریعت را هم گرفت ، که آیا شرع را در حاشیه ی سینما راهی است؟

۸۷/۱۱/۲۰
مصطفی عمانیان

نظرات  (۱)

سلام بسیار مفید بود متشکرم.