...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

انسان و رهایی(1)

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۸۸، ۰۹:۳۶ ب.ظ
دو نکته : ۱. مطالبی که در ذیل رساله ای با عنوان "انسان و رهایی" می آید تحقیق کوچکی است که برای درس انقلاب اسلامی انجام گرفته است -  ۲. جملاتی که در داخل گیومه آمده عیناْ نقل قول هایی است که از کتب مربوطه برداشت کرده ام ولیکن به دلیل اینکه هیچوقت از مقاله نویسی به سبک علمی راضی نشده ام از ذکر منابع و انواع ادا و اطوارهای ساینتیستی تفره رفته ام - البته در صورت نیاز منابع موجود است .

 

 [ اول ] -  مقدمه

از زمانیکه حضرت امام (ره) حرکت انقلابی خود را در سال 1331 و در اعتراض به قانون ننگین کاپیتالاسیون شروع کردند به مرور شعاری سه بعدی ویژگیهای این حرکت تاریخی را روشن می ساخت : استقلال , آزادی , جمهوری اسلامی  . گرچه جمهوری اسلامی دستاورد پافشاری بر آزادی خواهی مردم بود ولیکن از همان ابتدا از ذات خواست حقیقی امام(ره) جدا نبود و به تعبیری منطقی، جمهوری اسلامی نتیجه ی ضروری استقلال و آزادی بود . گرچه جریاناتی که بیشتر رویه ی التقاطی یعنی ترکیب تئوری های موجود غربی و شرقی با کمی چاشنی اسلامی بودن را مورد نظر قرار داده بودند ، در میان حرکت خالصانه و حق مدار مردم رسوخ کرده بودند و شعارهایی شبیه به همان اصول اولیه حضرت امام را داشتند و این شباهت به مرور زمان حتی بسیاری از نخبگان و نیروهای دست اول انقلاب را نیز به ورطه ی خویش کشاند تا جایی که حتی جمهوری اسلامی نیز با همان مذاق التقاطی مورد تفسیر قرار گرفت . از همان روزهای اول دو جریان التقاطی همواره خود را در جهت حرکت مردمی به رهبری امام(ره) قرار داده بودند ؛ جریان اول که مارکسیسم و لنینیسم را همچون وحی منزل الهی می دانست و البته شعارهای استقلال و آزادی نیز سر می داد هرچه به انقلاب نزدیک تر می شدیم راه خود را از مردم جدا می نمود شاخصه ی این جریا ن حزب توده بود که تئوریسینی همچون تقی ارانی را در راس گروه 57 نفر(رهبران اصلی حزب) داشت ، ارانی به تعبیر شهید مطهری مارکسیست را حتی از مارکس و لنین هم بهتر فهمیده بود ، البته حزب توده در طول سالهای مبارزه هموراه مورد تعقیب نیروهای اطلاعاتی رژیم بود و با ظهور حضرت امام (ره) بسیاری از پایگاه های مردمی خود را که عموما در میان مردم و دانشجویان طبقه متوسط و به اصطلاح خودشان طبقه ی پرولتاریا یافت می شدند ، از دست داد و همین بود که آنها را در نهایت به مقابله با مردم و انقلابشان کشاند .   جریان دوم نهضت آزادی بود و اگر با نگرشی مستفاد از فلسفه ی تاریخ به این جریان نگاه کنیم هنوز در حال حیات است ، آنچه که باعث این ادامه ی حیات شد حضور آیت الله (ره) طالقانی در میان موسسان آن بود ، شخصی که از نزدیکان فکری به امام (ره) به شما رمی رفت و در کنار مهندس بازرگان و سحابی که تفکراتی لیبرال و علم زده داشتند ، نقش اسلامیزاسیون را ایفا می کرد ، روحانی بودن آیت الله طالقانی از یک طرف و نزدیکی ایشان به حضرت امام (ره) و عوامل دیگری از جمله ویژگیهای شخصیتی ایشان باعث شد نهضت آزادی سرنوشتی متفاوت با حزب توده را به خود ببیند ، تا جایی که تشکیل دولت موقت مردمی پس از پیروزی انقلاب از جانب حضرت امام(ره) به دوش اعضای این حزب گذاشته شد . رحلت آیت الله طالقانی خیلی زود پس از انقلاب اتفاق افتاد و این حزب تنها ستون روحانی خود را از دست داد و سرآغار اتفاقات تازه ای در تاریخ انقلاب شد .

آنچه که این دو جریان را از صراط مستقیم جمهوری اسلامی به ورطه ی ضالین و مغضوبین کشاند نتیجه ی متفاوتی بود که می خواستند از بدیهیات فقهی و فلسفی  ما به زور اخذ کنند ، آنها جمهوری اسلامی را که بر ولایت فقیه بنیان نهاده شده بود سیر منطقی استقلال خواهی و آزادی خواهی مردم نمی دانستند و این اختلاف ایدئولوژیک خصوصا برای نهضت آزادی پس از اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره)  و خطاب امام به آنها مبنی بر پایه گذاری انقلاب دوم که از انقلاب اول مهم تر بود و پیرو آن استعفای دولت موقت بر همه مبرهن شد .

این طیف که بیشتر به علم تجربی و پوزیتیویستها و مارکسیستها گرایش داشتند تا متون وحی الهی ، به روشنفکر تعبیر می شدند و همین قضیه ارتباط بین آزادی که خواستگاه بنیانی انقلاب بود و روشنفکری که رسیدن به آزادی را در آراء فیلسوفان غربی می جست ، روشن می ساخت .تعبیری که امام از آزادی می نمودند نتیجه ای جز روشنفکری اسلامی نداشت و ایشان روشنفکر مسلمان را رها شده از تمام قیودات و نفی کننده ی عبودت غیر خدا می دانستند .سیر تطور جریان آزادی خصوصاً پس از انقلاب بستگی خاصی به اندیشه های غربی دارد که در تقابل با تفکر اسلامی ، داعیه هایی برای راهبری و سیاست گذاری جامعه داشت .

این رساله ی مختصر تحلیلی بر این جریان فکری ، و پس وپیش آن خواهد داشت .تا که قبول افتد و که در نظر آید .

۸۸/۱۰/۲۸
مصطفی عمانیان

نظرات  (۱)

سلام صدرا جان با عرض پوزش از غیبت طولانی و اینکه بار بلاگ و به تنهایی بدوش کشیدی
میام پلوت دعام کن