...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

انسان و رهایی(2)

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۸۸، ۰۴:۲۲ ب.ظ

[ دوم ] -  روش

 

 درمیان تمام موضوعاتی که برای تحقیق مورد نظر بود هر کدام می توانستند به سه طریق مورد بحث وکنکاش قرارگیرد،روش اول که درمیان تحقیقات دانشجویی ازاین دست بسیار متداول است نت برداری از متون مختلف و ارائه ی آن به استاد است. روشن است که در این روش نه تفکری صورت می گیرد و نه تحلیلی چرا که دانشجو تنها به قصد گرفتن نمره ی تحقیق و در سیری اجباری تن به تحقیق داده است. روش دوم که از روش اول کمی تا خیلی مشکل تر است، روش تحلیل و تحقیق است. ما در این رساله این روش را برگزیده ایم تا اوراقی خالی از ایده روی هم انبار نکنیم. آنچه دراین روش قابل اهمیت است استفاده از آراء ونظرات دیگران و تحلیل وبررسی درباره ی آن هاست، نه اینکه نوشته را پرکنیم ازرفرنس ها به این امید که متنی علمی فراهم آورده ایم. امروزه متاسفانه حتی بسیاری از مقالات به اصطلاح درسطح بالا نیز گلچینی از نوشته های دیگران است وکار محقق ونویسنده تنها فعل ربط و ادات تشبیه ونهایتاً ارائه ی تمثیلی برای احکام تقلیدی است و شاید ازهمین رو باشد که خصوصاً در حوزه ی علوم انسانی تولیدی صورت نمی گیرد چرا که تا زمانیکه تفکر در نهان قلم و نوشته ها خانه نکرده باشد میدان سکان داری وهم وخیال فراهم است چه اینکه تا حال جز در موارد معدود تاریخ سازجز این نبوده است. اما روش سوم،روشی کاملاً ابداعی است که نویسنده تنها چکیده ی تفکر خویش را ارائه می کند و به آراء دیگران جز برای نقد و بررسی در مقابل نظر خویش اعتنایی ندارد، البته می توان روش سوم را نیز نوع سطح بالاتری از روش دوم دانست به این دلیل که به هر حال هیچ متفکری خالی الذهن نیست و پیش فرض های ماخوذ از مطالعات گذشته لاجرم نقشی بر روی جریان اندیشه ی او داشته است. به قول نیوتون که گفته بود من اگر چیز دیگری بیش از دیگران دیده ام به خاطر این است  که روی شانه ی غول ها ایستاده ام. ولی تمایزی که مد نظر بنده بوده است در این قسمت است که روش اول اساساً نه توضیحی دارد و نه تولیدی، روش دوم توضیح دارد ولی فکری را تولید نمی کند . عموم بزرگان تاریخ اندیشه را از رکود باز دارند. این رساله حداقل اداعیش این است که صرفاً یک را وی بی اثر نیست و به تحلیل و توضیح نیز می پردازد.

باز برای تمایز روش اول و روش دوم باید مرادمان از توضیح را نیز بیان کنیم توضیح در اصل روشن گری و واضح کردن امور است و شخص واضح تا از موضوع آگاهی نداشته باشد و به قول فیلسوفان تا با موضوع بحث همزبانی نداشته باشد نمی تواند حتی آن را توضیح دهد چه رسد به اینکه آن را ماده ای برای تولید فکر خویش قرار دهد. پس از گفتار کوتاهی درباره ی روش باید مقدمه ای از بحث مورد نظرمان ارائه بدهیم.

آزادی یک مفهوم است اما در عینیت به تمام رفتارها و کنش ها و تعاملات ما با محیط ربط پیدا می کند پس آزادی صرفا مفهومی ذهنی نیست که بشر را به امتناع فکری نرساند از اینجاست که بحث درباره ی آزادی صحبت از تاریخ اندیشه است چرا که آزادی به هر عملی چه در جهان اُبژه و ذهن و چه در جهان سوبژه عین مربوط است حتی در باب خود اندیشه وتفکر نیز این سؤال مطرح است که آیا انسان آزاد می اندیشد؟پس سؤال و فحص پیرامون آزادی حتی به ابتدایی ترین مرحله ی وجود انسانی یعنی درک، اراده، اندیشه و تامل نیز سرایت پیدا می کند. حال صحبت از چنین مفهومِ ثقیل و همه جایی قاعدتاً نویسنده را دچار حیرانی قلم می کند و او را وا می دارد که از کجا شروع کند و در کجا خاتمه دهد؟ آزادی را در تعامل با کدام شیءِ تفسیر کند؟ و... کار را می توان ساده تر نگاه کرد وقتی ربط خاصی بین آزادی، تفکر، سیاست، جامعه، فرد و اموری در پارادایم آنها شکل می گیرد گرچه نمی توان روابط دیگر را کاملاً از امور یاد شده منتزع کرد چه اینکه نقش کلیدی انسان در این تفسیر چون روز روشن است. پس نظر به اندیشه های امام(ره) که همانا نظر به اصول عقاید حقه ی اسلامیه است راه گشاست و اما روشنفکری با تحلیلی که ارائه خواهد شد ارتباط خاصی با آزادی پیدا می کند و تا آنجا که در سیر تاریخ مشهود است. روشنفکران وظیفه ای به جز رسیدن به آزادی وهم البته رساندن به آزادی برای خود طرح نکرده بوده اند لذا  به زغم حیقر غایت جریان روشنفکری چه در غرب چه در شرق جز آزادی خواهی برای انسان چیز دیگری نبوده است.

حق این است که در این متن سخنی از امام(ره) بگوئیم، مؤثرترین فرد در تاریخ معاصر ایران و جهان و یکی از مؤثر ترین های تاریخ البته اگر مبنای حرکتی تاریخ را سیر تطور ابزارند ندانیم. امام(ره) بی شک از معدود کسانی است که بین نظر و عمل در حوزه ی فکری خویش آشتی عمیقی برقرار کرد. بسیاری از بزرگان در طول تاریخ بوده اند که به ولایت فقیه اندیشیده اند و لیکن هیچ کدام از آنها توفیق به عمل رساندن آن را نیافت و این امام(ره) بودند که بهانه آنها که می گفتند ره هموار نیست را برطرف کردند تا میدانی برای میدان داری آزادی خواهان فراهم کنند اما افسوس که بسیاری آزادی را در رهایی نفس اماره می دیدند نه تن دادن به عبودیت الهی که همان آزادی حقیقی است(...واکثرالناس لایعلمون) تاریخ گذشت ودر حال گذشتن است و خواهد گذشت و امثال امام(ره) بعید است تکرار شوند و تجربه ای ماند برای حضور در امتحان آزادی تا که ها باشند که لایق آزادی حقیقی نشوند.

۸۸/۱۱/۱۳
مصطفی عمانیان

نظرات  (۱)

22بهمن=کم شدن دردسرملت ایران
"200سال روباه پیرخبیث-ایران عزیز؟!"
تعطیلی سفارت انگلیس،22بهمن.
دانشجویان همگیمان وظیفه داریم
درحدوسیع اطلاع رسانی وبرنامه ریزی شود
1قدم تاانقلاب سوم
بپاخیزید