...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

انسان و رهایی(5)

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۸۸، ۰۸:۴۴ ب.ظ

[ پنجم ] -  متن اول  -  آزادی در اندیشه اسلامی

 

 اندیشه اسلامی ماحصل تلاش اندیشمندانی چون حضرت امام (ره) است که نه تنها اندیشیدند بلکه محصول تفکرات خویش را به اجرا درآوردند. گرچه در این بخش باید به دو ثقل اکبر و اصغر یعنی کتاب و عترت توسل جست و آزادی را در آنها جستجو کرد ولی اشخاصی چون امام (ره) که فکرشان چکیده و نتیجه تولی به اصول حقه اسلام است سخنی متفاوت از مبادی و مبانی اسلام نخواهند گفت بالاخص اینکه در عرفان عملی نیز صاحب مقامات بلندمرتبه ای باشد که دست و اصلان کوی حقیقت از جایگاهشان کوتاه است و در بارگاه قدس جایی برای نفس و اندیشه نفسانی نیست تا خودنمایی کند لذا حاصل اندیشه امام (ره) در رابطه ای مستقیم و طولی با معارف حقیقی اسلام قرار دارد و اگر جایی کاستی باشد به هیچ وجه تعارض نخواهد بود البته بر ارفع شبهه باید گفت حدودی از اظهار نظرهای حضرت امام (ره) در حوزه فقه جای می گیرد و اینجا پویایی اسلام موجب این خواهد شد که همیشه آن ثباتی که مورد انتظار است دیده نشود چه اینکه در موضوعی که در طرح اتوبان نواب پیش آمده بود و استفتایی که از ایشان مبنی بر اینکه قرار گرفتن مسجد در وسط طرح مانع ادامه کار شده است، حضرت امام (ره) با عرفان عمیق اجتماعی خویش، حکمی فقهی صادر می کنند که کم سابقه بوده است و طی آن مسجد تخریب می شود. آنچه همواره ثبات خواهد داشت اعتقاد به عقاید حقه است.

     امام (ره) درباره مفهوم آزادی می فرمایند: «آزادی یک مسئله نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده شان آزاد است، کسی الزامشان نمی کند که شما باید حتما" این عقیده را داشته باشید، کسی الزام به شما نمی کند که حتما" باید این راه را بروید، کسی الزام به شما نمی کند که باید این را انتخاب کنی، کسی الزامتان نمی کند که در کجا مسکن داشته باشی یا در آن جا چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضح است.» گرچه امام تعریفی اثباتی از آزادی ارائه نداده اند ولی با تمثیل روشن کرده اند که انسان در عقیده و فکر و تصمیم که دارد آزاد است اما چه چیز این بی نهایت را محدود می کند تا حرص را به قناعت تبدیل کند اینجا امام (ره) می فرمایند: «ازادی در حدود قانون است» و «در حدود قواعد و قوانین آزادی هست.»

     تصور اینکه امیال و اراده انسان افسار گسیخته و شهوت ران و ملوع آزاد باشد، بدون هیچ قید و بندی جهان غرب را در برابر دیدگان ما می آورد، دنیایی که آزادی گرچه محدود به عدم تجاوز به حقوق دیگری است ولیکن مشکل اینجاست که حقوق افراد را خودشان به خودشان اعطا می کنند، زن گرچه دارای همسر باشد اما این حق را برای خود قائل است که با دیگری رابطه داشته باشد و همسر او نمی تواند معترض شود چراکه او را از حق قانونی خود باز می دارد و قانون این اجازه را نمی دهد. وقتی امام (ره) می گویند: «قانون اسلام مسبب آزادی ها و دموکراسی حقیقی است» و «اسلام است که برای ما یک آزادی سالم، آزادی صحیح تأمین می کند.» در حقیقت منبع قانون گذاری را شارع مقدس می دانند نه انسان رها شده از وحی و پیوسته به نفس اماره.

     در مقابل روشنفکرانی بودند و هستند که دین و فقه اسلامی را تنها در حوزه فردی موثر می دانند بر زعم آنها حوزه ی حکومت فقه تنها در حیطه ی زندگی فردی مومنین است و نتیجه این سخن اعطای حق قانون گذاری به عنوان معین کننده حیطه آزادی به انسان خواهد بود چراکه تعامل با افراد و اشیاء پیرامون در اجتماع است که شکل می گیرد و اگر دین دستوراتی یا قوانینی درباره حیات اجتماعی بشر نداشته باشد اساساً مبنای قانون گذاری دین برای حیات اجتماعی دچار خدشه می شود لذا هیچ تفاوتی را نمی توان بین آزادی در نظر اسلام و آزادی در نظر غرب احساس کرد. باید از این علمای شبه روشنفکر پرسید که آیا به آنچه که در غرب در حال وقوع است تن می دهند؟ و آیا از نظر مبانی آنها زندگی غرب مورد پذیرش است؟ شاید بگویند ما تنها به دستاورد معرفتی غرب اتکا می کنیم و اخلاقیات آنها را مورد دم می دانیم و یا به طریق دیگر این پاسخ دانش را از ارزش جدا می کند. در آن صورت برای برقراری روابط اجتماعی باز به علوم و معارف غربی توسل می جویند لذا یک دور و تسلسل بی اساس به وجود می آید؛ دوستان به علوم و معارف بشری مومن هستند ولی تبعات آن را با استفاده از معارفی که از اسلام کسب کرده اند مورد نقد قرار می دهند. بر این اساس روشنفکری دینی نمی تواند از ورطه غرب و غربی مآبی و تفکر غربی خارج شود و معارف اسلامی خود را که تنها لقلقه ای بر زبان است و جان تلقین نساخته است به عنوان چاشنی برای این التقاط که به نام روشنفکری معروف شده است به کار می برد. یقیناً  نتیجه ای که از یکپارچه شدن حاصل ما می شود خیلی قابل تحمل تر از نسخه ای است که توسط علمای خود کم بین برایمان پیچیده شده است.

     آزادی در اسلام خروج از زیر بار استعمار غرب و شرق برای ادای امانت الهی است، در تفکر اسلامی انسان آزاد آفریده شده است به این معنا که به هیچ کدام از ظواهر این حیات زودگذر و مظاهر آن وابستگی ندارد و تنها خداست که او را زنده کرده است و او را روزی می دهد واز خطرات نگاه می دارد و او را می میراند هر گونه از وابستگی به هر شدتی که باشد قسمتی از این آزادی را سلب می کند و قوه ای را برای رسیدن به فعلیت مانع می شود، هر نوع وابستگی به امری خارجی که بیرون از وجود او باشد و هرتعلق و تأثری منافی با آزادی حقیقی انسان است، حضرت امام (ره) آنچه را که انسان برای رسیدن به این آزادی حقیقی بود با انقلاب الهی خویش مهیا نمودند چراکه حکومت یکی از زمینه های این آزادی الهی است و به گفته امام (ره) : « برای خدا و اسلام داد زدید گفتید ما اسلام را می خواهیم . حکومت اسلام ، حکومت اسلامی همین آزادی و استقلال را به شما می دهد منتها شما تشریح کردید مطلب را و الا حکومت اسلامی یعنی آزادی، یعنی استقلال » و خیلی ها در طول تاریخ بوده اند که از این نعمت برخوردار نبودند رهبر انقلاب در توصیه ای به جوانان .... امام (ره) نقش حاکمیت را در برقراری این آزادی و روش صحیح استفاده از آن را اینگونه بیان نموده اند: « ما الآن آزاد هستیم؛ آزادى یک نعمت بزرگ الهى است؛ آیا در این موقع که آزاد هستیم، ببینیم که از این آزادى آیا سوء استفاده مى‏کنیم یا استفاده مشروع؟ آزادى یک امانت الهى است که خداوند نصیب ما کرد؛ آیا این امانتى که خداى تبارک و تعالى به ما داد و ما را آزاد کرد، با این آزادى چه مى‏کنیم؟ آیا آزادى را صرف صلاح ملت و اسلام مى‏کنیم؟ یا آزادى را صرف جهاتى که بر خلاف مسیر نهضت و بر خلاف رضاى خداست؟الآن ما همه در بوته امتحان گذاشته شدیم. قشرهاى ملت- همه- از روحانیون گرفته است تا دانشگاهى، از نیروى هوایى گرفته است تا نیروى زمینى، و تا نیروى دریایى، بازارهاى اسلام، سرحدات اسلام، عشایر ایران، همه ما الآن آزادیم و در تحت امتحان. خداوند ما را با این نعمت امتحان خواهد کرد. اگر ما آزادى را در مسیر خودش، براى صلاح ملت، براى صلاح اسلام، در خدمت کشور، از این آزادى استفاده کردیم، از امتحان درست بیرون آمده‏ایم؛ و اگر خداى نخواسته آزادى را صرف کردیم بر خلاف مسیر ملت و اسلام، حالا که آزاد شدیم خودمان را به هرج و مرج بکشیم، حالا که آزاد هستیم به زیردستان خودمان ظلم کنیم، حالا که آزاد هستیم بر خلاف نظامات اسلامى و بر خلاف نظامات ملى عمل کنیم، هرج و مرج بپا کنیم، چون آزاد هستیم تحت هیچ قاعده نباشیم، تحت هیچ یک از قواعد اسلامى و ملى نباشیم، اگر این طور باشد، آزادى را صرف کردیم بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مسیر اسلام. توجه داشته باشید که از این امتحان آبرومند بیرون بیاییم. اگر منِ طلبه وقتى آزاد شدم، به رفقاى خودم، به زیردستهاى خودم، به دوستان خودم تعدى کردم، بر خلاف مسیر نهضت عمل کردم، بر خلاف مسیر ملت عمل کردم، من به این آزادى که خداى تبارک و تعالى داده است خیانت کرده‏ام. اگر شما برادرهاى نظامى من هم حالا که آزادى پیدا کردید بخواهید از این آزادى سوء استفاده کنید، بر خلاف مسیر ملت، بر خلاف مسیر کشور، عمل بکنید، بر خلاف نظامات مقرره عمل بکنید، شما هم مثل من از این امتحان بیرون نیامدید، و خداى نخواسته خیانت کردید. امانت خدا را حفظ کنید. به امانت خدا خیانت نکنید. شما آزادید؛ آزادى را صرف کنید در صلاح ملت، در صلاح کشور. و آزادى براى این نیست که هر کس هر کارى مى‏خواهد بکند. قاچاق فروشى بکند، گرانفروشى بکند، سرحدات را به هم بزند، نظام را به هم بزند؛ جهات مقررات ملى و دولتى و اسلامى را ملاحظه نکند. معناى آزادى این نیست. آزادى در حدود مقررات است. مقررات را باید حفظ کرد. »

     از طرف دیگر آزادی حقیقی که به گفته امام (ره) از بزرگ ترین نعمتهای الهی است در کلام ایشان اینگونه تفسیر شده است : « ریشه و اصل همه آن عقاید- که مهمترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست- اصل توحید است. مطابق این اصل، ما معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود و انسان تنها ذات مقدس خداى تعالى است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز. این اصل به ما مى‏آموزد که انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانى نباید اطاعت کند مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد؛ و بنا بر این هیچ انسانى هم حق ندارد انسانهاى دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند. و ما از این اصل اعتقادى، اصل آزادى بشر را مى‏آموزیم که هیچ فردى حق ندارد انسانى و یا جامعه و ملتى را از آزادى محروم کند، براى او قانون وضع کند، رفتار و روابط او را بنا به درک و شناخت خود که بسیار ناقص است و یا بنا به خواسته‏ها و امیال خود تنظیم نماید. و از این‏اصل ما نیز معتقدیم که قانونگذارى براى بشر تنها در اختیار خداى تعالى است، همچنان که قوانین هستى و خلقت را نیز خداوند مقرر فرموده است. و سعادت و کمال انسان و جوامع تنها در گرو اطاعت از قوانین الهى است که توسط انبیا به بشر ابلاغ شده است و انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادى او و تسلیم در برابر سایر انسانهاست و بنا بر این بنا، انسان باید علیه این بندها و زنجیرهاى اسارت و در برابر دیگران که به اسارت دعوت مى‏کنند قیام کند و خود و جامعه خود را آزاد سازد تا همگى تسلیم و بنده خدا باشند. و از این جهت است که مبارزات اجتماعى ما علیه قدرتهاى استبدادى و استعمارى آغاز مى‏شود و نیز از همین اصل اعتقادى توحید، ما الهام مى‏گیریم که همه انسانها در پیشگاه خداوند یکسانند. او خالق همه است و همه مخلوق و بنده او هستند. اصل برابرى انسانها و اینکه تنها امتیاز فردى نسبت به فرد دیگر بر معیار و قاعده تقوا و پاکى از انحراف و خطاست؛ بنا بر این با هر چیزى که برابرى را در جامعه بر هم مى‏زند و امتیازات پوچ و بى‏محتوا را در جامعه حاکم مى‏سازد باید مبارزه کرد. البته این آغاز مسأله است و بیان یک ناحیه محدود از این اصل و اصول اعتقادى ما؛ که براى توضیح و اثبات هر یک از بحثهاى اسلامى، دانشمندان در طول تاریخ اسلام کتابها و رساله‏هاى مفصلى نوشته‏اند. » در سخنان حضرت امام (ره) و درباره آزادی و استقلال آنچه پیش از انقلاب بیشتر به آن پرداخته می شد به مباحث نظری آزادی در اسلام مربوط می شد، خصوصا" زمانیکه حضرت امام (ره) در پاریس رحل اقامت گسترده بودند در مصاحبه با خبرنگاران شبکه های تلویزیونی و روزنامه های غربی نقطه نظرات اسلام را درباره مفهوم آزادی و تا حدود مشکلاتی که به زعم آنها برسد برقراری آزادی در یک حکومت دینی وجود داشت می پرداختند، این پرداخت ریشه در شرایطی تاریخی داشت و حاصل نگاهی بود که توسط خود آن رسانه ها در غرب به وجود آمده بود. ریشه تاریخی که در بخش بعد به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد، تجربه تلخ غرب از حکومت داری کلیسا به عنوان جایگاهی مذهبی و نگاهی که رسانه های غربی خصوصا" پس از سال 1332 و شورش مردم به رهبری امام (ره) علیه اصول ضد دینی تقعین شده بود، القاء می کردند، نشان دادن اسلام علی الخصوص اسلام شیعی به عنوان دینی واپس گرا، راکد، رادیکال و متحجر بود و برای این منظور بحث بر سر آزادی و به چالش کشیدن تئوری های اسلام در این خصوص کافی می نمود. لذا رهبر کبیر انقلاب خصوصا" در چند روزه اقامتشان در نوفل لوشاتو نظریاتی را که از سال 1342 و در حوزه نجف شروع به شکل داد نشان کرده بودند را مورد دفاع خود قرار دادند و شبهاتی را احتمالا" در راه اجرای آنها پیش می آمد را برطرف نمودند، لذا بحث آزادی در حکومت اسلامی ، مبنای پاسخگویی امام (ره) بود. امام (ره) در مصاحبه با تلویزیون رابری ایتالیا آزادی را به عنوان اساس جمهوری اسلامی معرفی نمودند که « اساس کار یک جمهورى اسلامى، تأمین استقلال مملکت و آزادى ملت ما و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى با توجه به معیارهاى اسلامى، اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود. و هدفش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگى براى اکثریت قاطع مردم ماست که از همه جهت مورد ظلم واقع شده‏اند.» گرچه آنها اصرار می ورزیدند که نظام اسلامی قادر نخواهد بود آزادی را به صورتی که در غرب در حال وقوع است پیاده کند ولی امام (ره) با اشاره به تمایزهایی که بین تصور آنها و تصور ایشان از آزادی وجود داشت، جمهوری اسلامی را رژیمی دارای آزادی صریح و کامل می دانستند به صورتیکه « در یک رژیم اسلامى، آزادیها صریح و کامل خواهند بود. تنها آزادیهایى به ملت داده نخواهد شد که بر خلاف مصلحت مردم باشد و به حیثیت فرد لطمه وارد سازد. حمایت عظیمى که ملت از چند ماه پیش، از ما به عمل مى‏آورد نشان مى‏دهد که مردم به قدر کافى افکار ما را درک کرده و متوجه آینده شده‏اند. همین حمایت، ضمناً ثابت مى‏کند که این ملت- که سعى کردند آن را از مذهب به وسیله وسوسه‏هاى مادى دور سازند- خوشوقت است که بار دیگر در راهِ آسمانى قدم نهد و روح واقعى خود را بازیابد. ما با حیف و میل مبارزه خواهیم کرد، ثروتهایى را که عده معدودى استفاده جو ربوده‏اند باز خواهیم گرفت، شرایط زندگى افراد محروم را بهبود خواهیم بخشید، و ملت را در راه شرافت و فداکارى و به سوى ساختمان یک جامعه آزاد و نوین رهبرى خواهیم کرد..»

     در حقیقت امام (ره) می فرمودند « رژیمى که ما مى‏خواهیم، رژیم «جمهورى اسلامى» است و در اسلام آزادى به طور مطلق است مگر آنچه به حال ملت و کشور ضرر داشته باشد و موجب مفسده‏اى باشد» و با این سخنان اشاره به این داشتند که آزادی در مکتب ما و مکاتب غربی تنها دارای اشتراکی لفظی است که معنایی به اختلاف زمین و آسمان با هم دارند.

     غرب پس از دوران ننگین و خفت بار قرون وسطی جهشی در  ذهن و عین خویش به وجود آورد و ساختاری را که برای رسیدن به آرمانشهرِ هگل، آتلانتیس جدیدِ فرانسیس بیکن و به طور کل اتوپیای افلاطون در یک حرکت اجتماعی پانصد ساله طرح ریزی کرده بود در لیبرال دموکراسی یافته بود، تا آنجا که بعضی از متفکران ذوق زده پایان تاریخ را اعلام کرده بودند و لیبرالیسم را شریعت کامل برای تحقق آرمانهای بشر. لیبرال دموکراسی یک ساختار فلسفی، اقتصادی، سیاسی بود که در ساحت آن علم و تکنولوژی به گونه ای که عنایات مطلوب و مورد خواست آتوریته های آن را تحقق بخشد، حیات می یافتند، پس بی جهت نبود که در دهه 1980 و در نقطه های قوت لیبرالیسم اینگونه، دلدادگی خود را به آن اظهار کنند بطوریکه وقتی یک روحانی ساده که نه ارتشی دارد و نه سلاحی برمی خیزد و جامعه خویش را احیا می کند، خبرچین های غربی به تکاپو می افتند که آقای آیت الله نظر شما درباره آزادی ماچیست؟ حکومتی که می خواهید شما تشکیل دهید چگونه مانع آزادی ما نمی شود؟ بر سر دموکراسی ما چه می آید؟ و ...

     پاسخ امام (ره) آب سردی می شود بر پیکر جوش آورده آنها وقتی می گویند« آن دموکراسی که در اسلام هست در سایر جاها نیست». یعنی شما و عقلا و فیلسوفان و دانشمندان و مردمان در طول این سال ها غاز می چرانیدند، آنچه شما داعیه اش را دارید، اصلش پیش ماست.

     « اگر ما ان شاء اللَّه برسیم به اسلام، برسیم به احکام اسلام، بتوانیم قدرت داشته باشیم اسلام را آن طورى که هست در خارج پیاده بکنیم، خواهید دید که هیچ یک از ملل دنیا آن طورى که اسلام آزادى طلب است، نیست. آن قدرى که اسلام درصدد این است که طبقه ضعیف را ملاحظه بکند و یک طبقه توحیدى درست بکند دیگران نیستند.

آن دمکراسى که در اسلام است در سایر جاها نیست، اسم در سایر جاها هست یعنى هیاهو و سر و صدا هست و تبلیغات هست. همین معنى «دمکراسى» را که اسم مى‏برند، از این طرف و آن طرف صدا مى‏کنند، در امریکا هم همین صداهاست و در انگلستان هم همین صداهاست، در شوروى هم همین صداها هست لکن وقتى که ما ملاحظه مى‏کنیم مى‏بینیم که همان مسائل دیکتاتورى در همه‏شان هست! دیکتاتورى در شوروى کمتر از دیکتاتورى در امریکا نیست و کمتر از دیکتاتورى شاه ما نیست. همه دیکتاتورند منتها مى‏خواهند توده‏ها را بازى بدهند، این الفاظ را رویش مى‏گذارند؛ این الفاظ فریبنده رویش مى‏گذارند براى اینکه مردم را بازى بدهند.»

۸۸/۱۱/۳۰
مصطفی عمانیان

نظرات  (۲)

تحفه ی دراویش
http://sufipress.blogfa.com/post-16.aspx
وب جالبی داری
به بی نظیر هم سر یزن

پـــــر بـــازدیــــد تـــــــــریـــــن هــــــای وبــــــلاگ بی نظیر


آشنائی با مناسبت های ماه صفر

پاسخ به 21 سوال جنسی

بی حرمتی به دهه صفر توسط صدا و سیما!!!!

چهلم آقای منتظری (منتظری که بود؟ چرا امام او را عزل کرد؟ مهدی هاشمی که بود؟)

پیروزی و استقلال ( گزارشی جدید از بازی دو تیم استقلال و پیروزی )

خود بخوانید و قضاوت کنید!(کنکاشی در نظرات امام خمینی پیرامون موسیقی و عملکرد فعلی صدا و سیما)

سایت مراجع

زیان هاى استمناء ( جلق ) و 10 راهکار مطمئن برای ترک استمناء ( ج ل ق )

جواب به آقا یا خانم ؟؟

چند عکس جدید و زیبا مخصوص موبایل

تکذیب یک خبر!(بیانیه جعلی میر حسین موسوی!)

شباهت های حضرت امام حسین علیه السلام با حضرت یحیی

جلق زدن یا استمناء

نامه امام به میر حسین موسوی در تاریخ22/خرداد/67--امام کجاها را می دید؟

چرا انسان های مومن بیشتر در رنجند؟

قرآن جدید امام زمان؟!!!

اشاره به انگشت نگاری در قرآن

سوال و جواب های کوتاه: بهترین موقع براى خواندن قرآن چه موقعى است؟

استخاره چیست و چگونه استخاره بگیریم؟

مبادا...

جلق زدن یا استمناء

دنیایش مثل آخرت یزید است

بازى گورباچف-یلتسین با کروبى و موسوی! (خبر ویژه)

SMS دارید!