...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

به نام شهید که بدون امضا برای آزادی جنگید

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۱، ۱۰:۴۲ ق.ظ

شهید خیلی باید کارش درست باشد که بدون اینکه جایی امضا دهد و چیزی از آینده برای خود بخواهد برود و جان بدهد و حالا ما خیال کنیم که ...

شهید به معنای کسی که در راه خدا جانش را می دهد هرچند واژه ای شده که خیلی موقع ها جلوی چشم های ماست و کوچه ها و خیابان های شهرمان به نام آنها زینت گرفته اند اما به قول آن شاعر " هنوز راه ندارد کسی به ساحت او ...

ساحت شهید به مساحت جغرافیای عشق و امید و ایثار و شرف است، ما نمی توانیم این قصه را ادارک کنیم. باید می بودیم تا می فهمیدیم . باید می بودیم در آن زمان تا درک می کردیم وقتی بی آزار نشسته ای سر خانه و زندگی ات و یک دفعه حمله ای رخ می دهد یعنی چه ؟

و این حمله و مهمتر از آن ؛ دفاع . دفاعی که توصیفش کرده ایم با واژه ی مقدس که جمعاَ بشود - دفاع مقدس - حالا شده است قسمت مهمی از تاریخ ما و منبعی که آرمان ساز است و هویت بخش . حالا این دفاع شده است همه چیز ما .

این ساخته و پرداخته ی شهید است و شهید چقدر غریب است در این روزگار ، غریبی اش در اینجاست که این همه حرف و حدیث و همایش و کتاب و یادواره و کوچه و خیابان و ورزشگاه و .. با نام او شکل می گیرند اما هنوز فهمیده نشده . شهید برای چه رفت ؟ برای چه جنگید ؟ چه می دید، از خود را فدا کردن ؟

شهید هنوز غریب است و شاید از روزگاران گذشته غریب تر هم شده باشد . حالا هرچند نام شهید بیشتر سر زبان هاست اما یاد شهید همراه با نامش نیست . نام شهید بهانه ی آب ونان و مقام و شهوات پست آنهایی شده است که خودشان در مقابل شهیدان کم آوردند و ماندند و حالا نیازهایشان برای ارضا شدن نیازمند شهید است .

شهید برای آزادی جنگید . آن هم بدون اینکه امضایی بدهد یا امضایی بگیرد ، سرش درد گرفته بود که جانش را بدهد ، حرف وطن و آب وخاک هم نبود ، یعنی بود اما آن هم خرده ای بود در شکل گیری اراده ای که معطوف به قرب و شهادت در جبهه ها گشته بود .

حالا برای اینکه به شهید بپردازیم، آنگونه که خود شهدا را خوش بیاید باید هزینه بدهیم و هزینه اش نگرانی و ناراحتی بعضی دوستان است که یادشان رفته دنیا معبر است . یادشان رفته امام برای چه انقلاب کرد . یادشان رفته شهید برای چه جنگید . یادشان رفته ما کجا هستیم و کجا می رویم . مرگ را فراموش کرده اند و مرگ آگاهی را .

احساسات و عواطف در ساختن آنچنان به کار نمی آیند مگر اینکه صورتی عقلانی به خود بگیرند اما در ویران کردن کارگشا هستند . جهانی را که بر اثر نسیان و غفلت و حجاب های نفسانی برای خود ساخته ایم باید با عواطف ویران کرد . شهید قلب تاریخ است و عواطف منشا و مصدرشان قلب است. باید به شهید متذکر شد . آنقدر که جامعه به یقظه برسد و این اولین مرحله از سلوک به سمت مدینه ی فاضله است...

۹۱/۰۳/۲۸
مصطفی عمانیان

نظرات  (۱)

سلام عزیزم دستت درد نکنه وبت خیلی عالیه ممنون تو وبت یادی از شهدا کردی انشالله ادامه دهنده راهشون هم باشی التماس دعا