...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

مسئولیت انسان بودن!

پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۴۹ ق.ظ

اگر انسان بودن یک مسئولیت است. پس باید راهکاری برای استعفا دادن هم می بود... که نیست! انگار این مسئولیت فرق دارد با همه ی مسئولیت ها... حالا که راهی برای استعفا دادن نیست و مجبوریم باشیم.. می شود نقد زد به انسانیت.. نقد زدن به انسانیت الزاما به اخلاق نمی رسد. چون حداقل من اخلاق را خارج از حوزه ی دین غیر قابل تعریف می دانم... به استغنای از دین هم کاری ندارم... که بحث بی خودی است و در حوزه ی تجربه ی شخصی من مسخره.

اما گاهی می خواهم خارج از چارچوب ها فکر کنم و حرف بزنم... شاید همه ی ما در حصر پارادایم های خود ساخته و جامعه ساخته و تاریخ ساخته باشیم.. اما فارغ از همه ی اینها در منطقه الفراغی غریب و تنها با حضورِ خود، چیزهایی هست از جنس شهود و از جنس الهامی از عالم غیب و ناکجا ... به تو ... بگذارید فعلا این چیزها بی نام باشند... که هر کس میتواند این چیزها را درک کند. بسته به اضراری که از موقعیت ها و چارچوب ها پیدا کرده است و پیش خودش فکر کند به هنوز انسان بودن و فکر نکند به استعفا دادن.
... و حالا که می خواهم از خودم فارغ بشوم و این شهود ها را در رابطه ها تطبیق بدهم به بن بست می خورم... من از پس تحلیل روابط بر نمی آیم. من انسانیتی را که در رابطه تعریف می شود نمی توانم درک کنم... و من با این همه تناقض و نقص هنوز دل خوش به انسانیتی ام که با خودم و تنها خودم معنا می شود...
من منتقد انسانیتی هستم که با رابطه ها معنا می شوند... چون من نمی توانم آدم ها را درک کنم، گرچه سعی کرده ام با تمام ابهامات و ندانسته هایم از آدم ها، بدون هیچ دلیلی و تنها با اتکا به ایمان نصفه و نیمه ام آدم ها را درک کنم... اما ....
بگذریم ... همان که همه می دانیم... آسمان بار امانت نتوانست کشید... بود آیا که در میکده ها بگشایند؟!
یا ... کمال عقل در هم نشینی با مردم است(اباعبدالله ع)

پ.ن: اینجا فقط از انسان گفتم... یعنی یک معادله ی n مجهولی.. اما اگر این انسان همراه با جنسیت می شد موضوع حتمن این معادله می شد n به توان 2 مجهوله... اگر شیئیت هم مطرح می شد که دیگر واویلا...

۹۲/۰۵/۱۰
مصطفی عمانیان