...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

مرگ بر رسانه...

پنجشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۰۸ ب.ظ

چند روز قبل، خبری خواندم مبنی بر حمایت 285 نفر از اساتید برجسته ی فلسفه و عرفان از رییسی... در سایت تسنیم(+).  یک خبر احتمالا واکنشی که چند ساعت بعد از خبرِ حمایت 263 فلسفه دان و مترجم و نویسنده از روحانی، منتشر می شد. طبعا بعد از خواندن متن بیانیه، مروری داشتم بر نام ها. در لیست حامیان رییسی توجهم جلب شد به تکرار بعضی از نام ها. با کنترل اِف و چک کردن بعضی از نام ها دیدم تقریبا به جز چند تایی شان که اسم و رسمی دارند، بقیه دو یا سه بار تکرار شده اند! بگذریم...

دوستان ما که دم از انقلاب و آرمان و راستی و حقیقت می زنند، تزویرشان خیلی وقت است که مشهود شده. خلط هدف و وسیله، این بزرگواران را به چنان حقارتی رسانده که برای تهیه ی یک خبر واکنشی و پا تک زدن به رقیبی که فکر می کنند استادِ گایشِ آرمان هاست و عزت ملی را دریده و هسته ای را فروخته و چشم امید به دشمن بسته، چه ها که نکرده اند و نمی کنند. درباره ی آن طرف هم (همین جماعت به اصطلاح اصلاح طلب و اعتدالی) البته بحث مبسوط است و حوصله بر. آدم های چرخیده بر مدار ایدئولوژی که پا از مرز افراط و تفریط فراتر نگذاشته اند و با بلغور کردن فضولاتِ متفکرانِ غربی ژستِ دانستن و حقیقت می گیرند. آدم هایی که روزی خودشان را به چپِ دنیا بسته بودند و حالا به راست. دنیا هم نه به چپش گرفت و می گیرد، نه به راستش. اعتدال ما بینِ افراط و تفریط نیست. اعتدال بیرون از این دو است. اخلاق و روحیات انسانی را نمی شود با دماسنج معیار گرفت. اخلاق، آب و هوا نیست. در این ماجرا و هر ماجرایی که ربطی با عالم معنا دارد، وسط و میان داری، الزاما حد وسط افراط و تفریط نیست. و درباره ی دوستان رفرمیست نیز باید گفت بنیانی که بافته اید برای مفاهیم عالیِ تساهل و تسامح ( تکرارِ مکرراتِ تئوریسین های پوکِ شما) که ریشه در خاکِ عرفان و ادبِ این قوم دارد، بسیار پوچ تر از آن است که فکرش را بکنید. کسی که پیش از حریّت و آزادی به تساهل رسیده حتما تساهل را به یله گی و راحت بارگی و خشتک و مابقی قضایا می بندد و آن که اینگونه نباشد آزاده ای است که جوهرِ حکمتِ عملی و دین‌داری مبتنی بر سلوکِ اوست. باز هم بگذریم...

۹۶/۰۲/۲۸
مصطفی عمانیان