...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

۲ مطلب در شهریور ۱۳۸۷ ثبت شده است

ما - نسل ما - از وقتی در جامعه متولد شدیم ، همه چیز را دیده ایم غیر از آنچه که باید ببینیم و این ندیدن نه همه تقصیر ماست که قصور اصلی از همان هایی است که خود را نسل 0 و 1 و 2 نامیده اند و ما را نسل سوم و چهارم ؛ اجمالا یعنی این که شما خیلی چیز ها را ندیدید (مثل انقلاب و جنگ و...) و این نام گذاری یحتمل حکایت می کند که نسل سومی ها : شما با ما فرق می کنید همانطور که ما با قبلی ها و قبلی ها با قبل تر ها و ...

این دیدگاه اوایل در حاکمیت نبود اما پس از جنگ دیدند که انگار واقعا فرقی بین آنها و ما است به خاطر همین روشها را تغییر دادند ، تعاریف مفاهیم را عوض کردند و خیلی کارهای دیگر تا نسل ما را تربیت کنند. راستی دیگر باورمان شد که انگار زمان همه چیز را با خود عوض کرده حتی آدم بودن را ، اما آیا مقصر آنها بودند ؟ شاید نه ، شاید آری ، شاید هم نه و آری . ما وامدار جامعه ای هستیم که همه چیز سردرگم است ، هیچ رفتاری قابل پیش بینی نیست (مثل قیمت ها) هر روز باید متعجب شویم ، از تیتر روزنامه ها یا سخن آقایان یا ...

آنها که خود نفهمیدند تلاش کردند تا چیزهای جدیدی بفهمند و به ما نسل آینده نیز بفهمانند که ما نفهمیدیم اما شما بفهمید .. مگر فهمیدن دستوری است ؟ دوستان بزرگتر که جای پدر ما هستید ، فهم حداقل مسبوق بر دو چیز است : ایمان و اراده و شما این دو را نیز نفهمیدید .

برادران نسل اول و دوم؛ چرا نگذاشتید با آنچه که بود مواجه شویم شاید بهتر از شما می فهمیدیم. شما اینقدر نفهمیدید که حتی حرمت آنچه داشتید هم نگاه نداشتید .. مگر انقلاب حاصل کدام فهم بود ؟ آن فهمی که شما کردید ؟ یا این فهمی که دارید به خورد ما می دهید ؟... مطمئن باشید که با این فهم دیگر اتفاقی چون انقلاب نمی افتد چون نسل ما از این بخارها ندارد. یعنی شما نگذاشتید که داشته باشد .

... داستان تمام نشده است ، چرا که ما تمام نشدیم و البته باورمان این نبود که این قدر سخت جان باشیم که در حکومت تکنوکرات ها در زیر بارش رنگین کمان و صدای ساز و آواز ، همانطور ساکت و بی رنگ بمانیم ... اما نسل ما در هیچ چارچوبی نمی گنجد مثل نسل شما که در چارچوبها نگنجیدید ...

ما شاید بی اعتقاد به تئوری های انقلاب در انقلاب یا کودتا در انقلاب یا رفرم در انقلاب، پوست بیاندازیم و آن دیگری شویم که دیگر هم سخنی با او دیر است... یا حق

۱۸ شهریور ۸۷ ، ۱۰:۰۵
مصطفی عمانیان