...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

برای هفته نامه ی پنجره

«دیروز از هرچه بودگذشتیم، امروز از هر چه بودیم گذشتیم. آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز. دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود. جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو می دهد. آنجا درب اتاقمان می نوشتیم یا حسین(ع) فرماندهی از آن توست. الان می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید .»
فارغ از صحت و سقم جملاتی که منسوب به سردار شهید نورعلی شوشتری است در وصیت نامه اش، می توان درباره تفاوت ماهوی دیروز و امروز مان تامل کرد و انسداد شریان های جاریِ دهه ی شصت را در میانه ی دهه ی نود – در آستانه ی 1400 و برنامه های توسعه و مقدراتی که مربوط به جریان اداره ی جامعه اند، تخمین زد و قهرا کنش ها و واکنش هایی که میان انقلاب اسلامی و انقلابیون بوده است را از دیروز تا امروز بررسی کرد. اگر سال های 57 تا 68 را با متدی مبتنی بر تحلیل ها علمی و آمار ارقام جامعه شناسانه سنجیده باشیم حقمان است که امروز هم همانگونه بیاندیشیم و حکم کنیم. آیا نتیجه ی منطقی این تمایز یعنی تقلیل عقلِ معاش؟ کسی چه می داند که عقلِ معاشِ اجتماعی آن روز مردم ما چگونه و به چه می اندیشید. شاید جامعه به صورتی غریزی حالت تدافعی به خود گرفته بود و در آن حالت لامحاله وحدتی شگرف حول محور امام، امت را یکپارچه کرده بود. و حالا جنگ در درون جامعه است. بین ایده ها و اندیشه ها، جریان ها و گروه ها و رسانه ها و حتا بین مردم. جنگی که نهایتا به مثابه ی راهکارهای دغل بازی و تقویت و تثبیت قدرت، اعتمادها را سست می کند.
این مساله – یعنی مساله ی جنسیّت دیروزی و امروزی ما – ما یعنی مردم و مسئولین – زمانی رنگ تازه تری می گیرد که درباره ی چگونگی حضور و پشتیبانی مردم از جنگ بیاندیشیم، فارغ از احکامی کلی که؛ امروز هم مردم هستند و پایش بیفتد می جنگند. امکان حضور مردم و بررسی این امکان مساله ی ساده و سر راستی نیست. هر کس بنا به مشاهدات خودش حکم می کند و ناگفته پیداست که افسار تحلیل اجتماعی این روزها دست گروه های سیاسی و رسانه های آن هاست. پس بیراه نیست اگر آنچه ما در آینه هم نمی بینیم دوستان در خشت خام ببینند و بعضی همیشه از مردم همیشه در صحنه بگویند و بنویسند و بعضی دیگر از مردمِ ولنگار و بی قید و بی غیرت. ما هم بی اعتنا به گفته و نوشته های آبدوغ خیاری مجبوریم گذشته ی نه چندان دورمان را که دفاع مقدس باشد با چشم اساطیری ببینیم یا اینکه تکانی به ذهنیت هایمان بدهیم و واقعا در باب این مساله بیاندیشیم. اندیشیدن فردی در باب مسائل اجتماعی سخت و صعب است، اما تفکری که جریان بگیرد و همواره با سوال مواجه شود اگر نسخه ای برای جامعه نداشته باشد، حداقل فردیّت هایی را بازسازی خواهد کرد.
دیروز تبلیغاتِ جنگ بود و جنگ و مردم و مسئولین و قهرا مساله ی حضور مردم در جنگ و پشتیبانی شان از جنگ، مساله ی پیچیده ای نمی بایست می بود. چون ابلاغ بود و رد و انکار. اما امروز جنگ تبلیغات است و دوران همه صدایی و مسئولین و مردم و قهرا مساله ی حضور مردم در صحنه های خواست حاکمیت و پشتیبانی شان از سیاست های حکومتی، مساله ای بسیار پیچیده است. چون ابلاغیه است و ساختارهایی که ملزم اند به پیاده کردن این ابلاغیه ها. کوته نظری است اگر مردم امروز و دیروز را یک کاسه کنیم بدون در نظر گرفتن تفاوت های ماهوی زمانه و روحی که بر او غالب است و با کلیاتی محض جامعه را تحلیل و تفکیک و تقسیم کنیم.
ایده های اجتماعی یا آرمان ها همیشه با شروعشان برخوردهایی دارند با ضد خودشان. تجربه تاریخی می گوید هر آرمانی به محض شکل گیری ضد خودش را هم ساخته است و لذا همیشه شروع جریان های سیاسی – اجتماعی یعنی شروع یک فضای دوقطبی. فاصله گرفتن از این نقطه ی آغازین است که فضاها و ساختارهای ذهنی را خواهد شکست و طیفی از نظرها و حذرها را در متن و حاشیه ی آرمان ها شکل خواهد داد. پس تحلیل جامعه ی که با آرمانی مسیری تازه را آغاز کرده و با ضدیت داخلی و خارجی تقطیع و طیفی شدگی اش به تاخیر افتاده، شیوه ای دیگر می طلبد. حقیر قصد تخریب و تحقیرِ هویت اجتماعی امروزه ی مردم مان را ندارم و نیز قصد اثباتِ برخورد بین اصولِ حاکمیت و خواست مردم را. اما چشم بسته هم نمی توانم صیرورت این قوم را آنچنان یکپارچه ببینیم که دیروز و امروز و فردا را با چسبِ آبکیِ عقاید و تحلیل های آبکی به هم بچسبانم. دیروز این قوم را ماهیتی دیگر بود و امروز است که عارضه ی کثرت بی محابای جریانِ بسیارِ آزاد اطلاعات، شلم شوربایی ساخته که به راحتی نمی توان تحلیل اش کرد.
اگر ما خود را در حال جنگ با جبهه ی استکبار می بینیم – که می بینیم – آیا رواست که تبلیغاتِ جنگ را به جنگِ تبلیغات تقلیل دهیم؟ ایده ی رجعت به اصلیّت زمانمندِ انقلاب اسلامی همانقدر خام و کودکانه است که ایده ی عبور از انقلاب اسلامی. انقلاب امروز و انقلاب دیروز نمی توانند معنایی همسان داشته باشند، گرچه در اصول خود هم نهشتی خواهند داشت. انقلاب اسلامی اتفاقی بود که افتاد و ما را در شعاع مرکزیت خویش ساکن کرد و ما – تک تک ما – اتفاقاتی هستیم که هیچ وقت نمی افتیم تا از این سکون و رخوتِ دهشتناک رهایی بیابیم و آنچه را که امام و انقلاب می خواست به ما متذکر شود، بازیابیم. روزگاری که حقیقت بزرگترین حجاب خویش می شود تقلیل گرایی هم می شود مهم ترین دستاورد حقیقت جویان.
و با همین ایده و از همین نظرگاه است که می گویم در این جنگ تبلیغات که ایده ی انقلاب اسلامی هم لاجرم عده و عده ای دارد پیش از شکست خوردن از تجربه ی جنگ تحمیلی استفاده کنیم و تبلیغات جنگ کنیم. تبلیغات جنگ یعنی بازیافتن و پاس داشتن قواعد تقسیم قدرت. یعنی بازیافتن قدرت مردم. یعنی انحلال ساختارهای جنگِ تبلیغات.

۲۸ آذر ۹۴ ، ۱۸:۰۲
مصطفی عمانیان