...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

خلقت و تکنیک

يكشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۸۸، ۱۲:۰۲ ب.ظ

آغاز بحث درباره ی ماهیت اشیاء، اگر به طریقی فلسفی بخواهد انجام گیرد از وجود است ، چرا که فلسفه نیز با بحث از وجود آغاز می شود و هستی تمام آنچیزهایی را که هست شامل می شود اعم از تعینات و مفاهیم و ... که به طور کل می توان هرآنچه را که هست اشیاء نامید .

فعلاً به ماهیت تکنیک و اینکه تکنولوژی چیست نمی خواهیم بپردازیم بلکه بحث از این می کنیم که اولاً تکنولوژی وجود دارد ( که این قضیه از بدیهیات است و قابل کتمان نیست ) و ثانیاً وجود تکنولوژی چه نوع وجودی است و در چه مرتبه ای از وجود قرار دارد .

تکنولوژی خلقتی ثانوی است و شاید بتوان بدان انکشاف نیز گفت ولی هرگاه سخن از خلق باشد اشاره به پی ریزی شیء ای با ماهیتی جدید است ولیکن انکشاف ، کشف قسمتی از هستی است که در پسِ پرده ی غیب بوده است ، لذا از این جا میتوان به دو مطلب درباره ی تفاوت خلق و کشف ، اشاره کرد : اول اینکه خلق چون بر مبنای وجود خالق بنیان نهاده شده است ، استناد به ساختارهای وجودی خالق دارد البته این استناد می تواند در نسبت با خالق، جایگاه های متفاوتی داشته باشد ولیکن کشف اینگونه نیست زیرا کاشف در طیّ عملِ کشف تنها چون کسی است که از حقیقتی ( و شاید توهم یا تخیلی ! ) پرده بر می دارد و اذهان را به آن شیء مغفول مانده متوجه می کند .

مطلب دوم که بسیار مهم تر و قابل تامل تر است اطمینان پذیر بودن از انطباق قوانین شیء مخلوق ( همچون تکنولوژی ) بر سنتها و قوانین جاریه ای است که هستی در روند خلق و تکامل اشیاء بدانها اعطا می کند. مثلاً اگر شیء ای همچون ساعت خلق شد ، هستی و یا لااقل آن قسمت از هستی که در دایره ی ادارک ما قرار دارد ، نظم و توالی و تعاقب زمانی خود را که قانونی لا یتغیّر برای خود او بوده است ، بر کارکرد این وسیله (ساعت ) منطبق می کند . اما در کشف و پرده برداری از جهان مجهولِ بر ما ، نمی توان اطمینان پیدا کرد که  آنچه بر ذهن ما مکشوف شده منطبق بر قوانین هستی باشد ، شاید برآمده از ذهنیات و تخیلات خود کاشف باشد اما در حیطه ی ادراک عموم نیز باور پذیر باشد ، علم تجربی تقریباً خاصیت کاشفیت دارد و از این روست که قوانین مکانیک نیوتنی که زمانی بر این باور بودند منطبق بر قوانین هستی است ، پس از مکانیم کوانتوم کلیت و قطعیت خود را از دست می دهند و تنها در شرایط خاصی صادق می مانند، چرا که شاید و حتماً تخیلات شخصِ نیوتن بر تالیف آن قوانین نقش داشته است .

تفهیم فرضیه ای که تبیین خلق بودن و نه کشف بودن تکنیک را عهده دار است تامل بسیاری می طلبد، چرا که در بحث از ماهیت تکنولوژی بسیار راهگشا خواهد بود و در پایان باید به دو نکته ی مهم (دوباره) اشاره کنم:

الف) هرچند تکنولوژی شاید ماهیتاً خلق باشد نه کشف؛ لکن این خلق، حتماً خلقی ثانوی خواهد بود که خالق آن بشر است.

ب) ما هرجا که از لفظ شیء یا اشیاء استفاده می کنیم مفهوم فلسفی آن را اختیار کرده ایم (البته اگر این مفهوم وجود ندارد ، منظور ما این است )که به معنای هر آنچه که هست می باشد و هستی در مقابل نیستی است و عدم. هرچه که هست نیز حیطه ی گسترده ای دارد ؛ از آنچه که فکر و خیال و وهم است تا تمام چیزهایی که با حواس پنجگانه درک می کنیم و به طور خلاصه می توان گفت : "اشیاء عبارتند از تمام محسوسات و معقولات".

۸۸/۰۱/۱۶
مصطفی عمانیان