...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

...

[بر سرِ کوی وصالش سرِ کاریم هنوز...][...اُرشُدنا الی الطّریق و اَوقفنی علی مراکزِ اضطراری]

بایگانی

دو مساله

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۶:۲۶ ق.ظ

برای هر چیز دلیلی باید، دلیل خردمند تفکر است و دلیل تفکر خاموشی. حضرت موسی بن جعفر ع (دلیل = نشانه)

*

این تقلیل دادن همه چیز تا سطحِ شعور و تجربه و درک و علم و آگاهی خود... این، حجاب ضخیم معرفت و بینش است

باید قبول کرد که جامعه ی ما، مثل همه ی جوامع و حالا بسیار بیشتر از دیگر جامعه ها طیفی است. کسی را نباید مسکوت و تکذیب کرد کسی را نباید به زور به حاشیه راند.

اما آیا این التقاط نیست؟ بحث التقاط اصولا چیست؟ التقاط یک فرآیند فکری و قلبی است یا مربوط به عمل است؟ سیره بزرگان این را نشان نمی دهد که باز گذاشتن دست خلق در عمل و درک طیفی بودن جامعه هیچ ربطی به التقاط ندارد؟
آری مبارزه ی ما در مرحله ی اول با آنهاست که ضد آزادی اند. آزادی به معنای اجتماعی اش یعنی راهی که مردم بنا به هر چیز انتخاب می کنند و در آن قدم می گذارند. آزادی یعنی حق انتخاب. انتخاب هم یعنی قبول مسئولیت رشد و خسران. با این حساب نمی توان خیلی از طیف های جامعه را نادیده گرفت. و کمر بست به نقد و هجو کردنشان. که خلاف تقواست. اگر بر فرض ما مبارزه و مُصلح بودن را به عنوان یک اصل دینی بپذیریم حداقل به سطوح این مبارزه بیاندیشیم که ما کجاییم و جبهه ی ما کجاست و چه داریم و چه می گوییم و مبارزه ما با دیگری بر سر چیست؟
طیفی دیدن جامعه به مذاق خویش هم انحراف است. جامعه را آنچنان که هست باید دید. موزاییکی. نه آنچنان که خود می خواهیم. یعنی تنها در حوزه ی فکر خود به جامعه اجازه ی آزادی و چند ریختگی را بدهیم.

*

شاید اینکه می گویند شک مرحله ی قبل از ایمان است حرف درستی به نظر نرسد و قابل نقد باشد. چون حرف را ارجاع می دهیم به تفکر غربی که با تشکیک آغاز می شود اما شک حداقل خیلی بهتر از ایمان موضعی است و ایمان موضعی نه محصول سیر و سلوک است نه محصول شهود و علم. ایمان موضعی یعنی ایمان نقطه ای یعنی ایمانی که نه منتج شده از علم حضوری است نه علم حصولی. ایمان موضعی آیا راه اظهار نظر را مسدود می کند؟ باید نسبی اندیشید و نسبی حرف زد و این ربطی به سالوس صفتی ندارد. این رندی به معنای مثبت آن است که مومن عقلش پشت زبانش است و ناپخته و نسنجیده دهان باز نمی کند و به بازخوردها می اندیشد و فکرش را آنقدر دور از حق می بیند که هر کسی بتواند نقبی و نقدی به آن بزند.

۹۱/۰۲/۰۴
مصطفی عمانیان

نظرات  (۱)

صدرا جان!
ما مطالبتون رو دنبال می کنیم ....
شاید شما ما رو از تو لیستت حذف کنی!!
ولی من هرگز